به گزارش خبرنگار سیاسی «سراج24»، سید محمد خاتمی با نسرین ستوده زندانی که در مرخصی به سر میبرد، دیدار کرد. خاتمی در این دیدار مدعی شد که "انشاءالله همه زندانیان سیاسی آزاد شوند تا فضای مناسب پدید آمده باز هم لطیفتر گردد و همگان بتوانند خدمت خود را به کشور و مردم انجام دهند!
وی گفت: قطعا این رویداد به نفع همگان بهخصوص نظام و کشور است و آینده را بهتر از گذشته خواهد کرد.
خاتمی همچنین ابراز امیدواری کرد که "همه به جانبی حرکت کنیم که خیر کشور و ملت در آن است و موجب تقویت اعتماد متقابل مردم و حکومت خواهد شد."
نسرین ستوده نیز در این دیدار ضمن تشکر از سید محمد خاتمی، گزارشی از وضعیت خود و زندان ارائه کرد و مدعی شد: همه ما دلسوز کشور هستیم و خود را مخالف نمیدانیم، منتها معتقدیم نظرات مختلف باید با امنیت بیان شود!
گوشهای از سوابق نسرین ستوده دلسوز نظام!
نسرین ستوده لنگرودی پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه شهید بهشتی در سال 1370 از آنجا که در دانشگاه جذب گروهک ملی مذهبی شده بود، به نشریه «دریچه گفت و گو» به مدیر مسئولی کیوان صمیمی می رود و در آنجا به عضویت هیئت تحریریه در میآید. وی در این نشریه مسئولیت سرویس اجتماعی را برعهده داشت. او نقطه اشتراک کارکنان این نشریه را در اپوزوسیون بودنشان میداند. این نشریه که مروج دیدگاههای سوسیال دموکراتها بود، پس از 6 شماره به دلیل تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی توقیف میشود.
ستوده در سرویس اجتماعی نشریه دریچه گفتگو، تلاش می کرد تا گفتمان هویت ملی و باستان گرایی را به جای هویت دینی و اسلامی بنشاند، در همین راستا به سراغ حبیب الله پیمان، حسین بشیریه و مهدی بازرگان رفت تا در قالب مصاحبه، ضمن انتشار افکار منحرف و التقاطی آنها مقاصد شوم خودش را پیش ببرد.
در همان سال در نشریه «درچه گفت و گو» مجموعه مقالات و مصاحبههایی را از عناصر ضد انقلابی چون شیرین عبادی و مهرانگیز کار (جاسوس سازمان سیا و همسر سیامک پورزند) برای 8 مارس، به اصطلاح روز زن، آماده کرده بود که با مخالفت کیوان صمیمی مواجه شد و در نشریه به چاپ نرسید. وی بعدها در این خصوص گفت که دلیل مخالفت صمیمی با انتشار آن مطلب، عدم اعتقاد صمیمی به حقوق زنان بوده است.
پس از این شکست وی به فکر این افتاد تا برای حقوق خودش فعالیت بکند، به دلیل همین فعالیتهایش مورد تمسخر هم فکرانش و حتی زنان نیز قرار گرفت. نسرین ستوده در نشریه «دریچه گفت و گو» با رضا خندان آشنا میشود و در سال 1373 با وی که گرایشات چپ داشت ازدواج می کند.
در سال 1374 در آزمون کانون وکلا شرکت می کند اما به دلیل اقدامات علیه امنیت ملی، اجازه دریافت پروانه وکالت پیدا نمی کند.
در سال 1382 با حمایت دولت لیبرال و تساهل گرای خاتمی و تلاشهای فریده غیرت (وکیل عناصر ضد انقلاب)، وی موفق به دریافت پروانه وکالت می شود. ستوده پس از دریافت پروانه وکالت، اولین پرونده ضد امنیتی را که بر عهده گرفت پرونده رویا طلوعی بود.
در دوره دوم خرداد ستوده مقاله نویس روزنامه های زنجیرهای بود. اولین مقاله اش در روزنامه جامعه (به مدیر مسئولی حمیدرضا جلایی پور) با موضوع مجرمین امنیتی چاپ شد.
سپس در روزنامههای دیگری چون، توس (به مدیر مسئولی محمدصادق جوادی حصار و سردبیری ماشاالله شمسالواعظین) و صبح امروز(به مدیر مسئولی سعید حجاریان) مقالاتی به نام زنان ولی به کام ضد انقلاب به چاپ رساند.
نسرین ستوده در زمان قتلهای زنجیرهای، به لطف عنوان حقوقیاش اقدام به جوسازی علیه نظام اسلامی می کرد. وی همچنین در این دوران دست به تهیه جزوهای با موضوع مجرمین سیاسی - بخوانید مجرمین امنیتی - زد تا از این طریق راه فراری برای همپیالگیهایش که پس از فرو نشستن غبار فتنه یکی یکی به جرم ضربه زدن به اصلی ترین نهاد ایجاد امنیت کشور به دست قانون سپرده میشدند، پیدا کند.
ستوده در سال 1382 پس از دریافت پروانه وکالت بلافاصله به گروهک شیرین عبادی موسوم به کانون مدافعان حقوق بشر پیوست و به فعالیتهای رایگان حقوق بشری و پذیرفتن وکالت محکومان امنیتی پرداخت.
ستوده تنها به وکالت جاسوسان و تروریستها رضایت نمی داد بلکه ضمن مصاحبه با رسانههای رسمی سازمانهای جاسوسی استکبار اقدام به ایجاد جنگ روانی علیه نظام اسلامی می کرد.
وی در سال 1385 به بهانه دفاع حقوقی به کمپین یک میلیون امضاء – بخوانید کمپین گسترش فحشا – میپیوندد. او که خود را یکی از پرچمداران مبارزه برای به اصطلاح احقاق حقوق زنان میداند با نقل خاطرهای از جلسه همقطاران ملی مذهبیاش که او و کسانی که این مسائل را مطرح میکنند را اسب سرکش خطاب کرده است، خودش را یک مبارز مقاوم معرفی میکند.
ستوده با اینکه فعالیتهای فمنیستی اش را با همکاری نوشین احمدی خراسانی که در نشریه «دریچه گفت و گو» باهم آشنا شده بودند شروع کرد اما معتقد است که شیرین عبادی پرچمدار این حرکت است و او اولین کسی است که بحث به اصطلاح حقوق زنان را به مطبوعات کشاند.
ستوده درحالی دم از اعتقادش به اسلام می زد که به قول خودش در دوران دانشجویی با خواندن قانون جزا آتش می گرفته است. این درحالی است که قانون جزای جمهوری اسلامی برگرفته از قرآن و روایات اهلبیت (ع) می باشد.
وی مدتی نیز به انجمن حمایت از حقوق کودکان پیوست و در آنجا به مدت دوسال عضو هیئت مدیره این انجمن بوده است. این انجمن در پوشش به اصطلاح حمایت از حقوق کودکان با آموزشی که به آنها می دهد آنها را به سربازان جنگ نرم دشمن تبدیل می کند.
نسرین ستوده در سال 1386 به شورای ملی صلح که توسط همفکران ملی مذهبیاش، در زمان پیروزی، ایستادگی و مقاومت ملت ایران در برابر تهدیدهای تو خالی و تحریمهای بیاثر و با هدف منحرف کردن اذهان مردم و شکستن سد آهنین آنان تشکیل شده بود، میپیوندد.
ستوده در سال 1387 مورد تفقد اربابان آمریکایی خود قرار گرفت. آمریکاییها تصمیم گرفته بودند اینبار مزد وی را در پوشش جایزه حقوق بشر به وی اهدا کنند. در روز 20 آذر این جایزه در شهر میرانو ایتالیا به وی اهدا گردید.
پس از شروع فتنه و دستگیری عناصر ضد انقلاب، مرتبطین با گروهک تروریستی منافقین و تروریست هایی چون آرش رحمانی پور(عضو گروهک تروریستی تندر) و زهرا بهرامی (عضو گروهک تروریستی تندر) وی به سرعت با خطی که از خارج از کشور توسط شیرین عبادی میگیرد، وکالت این تروریستها و ضد انقلابهایی که امنیت مردم را به خطر انداخته بودند را برعهده می گیرد.
گفتنی است که برخی از مرتبطین با گروهک تروریستی منافقین پس از دستگیری به این مطلب اعتراف کردهاند که ستوده در پوشش کلاسهای آموزش حقوق شهروندی آموزشهای فرار و فریب از دست ماموران قضایی و امنیتی را به آنها می داده است.
ستوده ضمن قبول وکالت محکومان امنیتی در اغتشاشات و آشوبهای سال 88 حضور و نقش فعالی داشت. وی یکی از اعضای گروه مادران عزادار پارک لاله بود و نقش وصل کردن اعضای کمپین گسترش فحشا را به این گروه بر عهده داشت.
پس از دستگیری نسرین ستوده، تمامی عناصر ضد انقلاب از زهرا رهنورد فتنه گر گرفته تا شبکههای وابسته به سازمانهای جاسوسی استکبار، سازمان عفو بینالملل (وابسته به جورج سورس)، فدراسیون بینالمللی حقوق بشر به دبیری عبدالکریم لاهیجی (از اعضای سابق شورای ملی مقاومت و عامل ساواک ستمشاهی)، سلطنتطلبها، گروهک تروریستی منافقین برای او سینه چاک کردند.
وی بارها در زندان تلاش کرده تا خوراک لازم را برای جنگ روانی و فشار بیشتر به جمهوری اسلامی تهیه کند و توسط همسرش به بیرون زندان انتقال دهد.
ستوده در حالی از ممنوعیت ملاقات با مادرش سخن می گفت که مادر وی به دلیل بیماری آلزایمر و ناتوانی امکان ملاقات را از دست داده بود و ستوده هیچ منعی برای ملاقات با مادرش نداشت.
او برای اینکه جنگ روانی بیشتری را علیه نظام ترتیب دهد حتی حاضر نیست با فرزندانش دیدار بکند که این بی مهری وی به فرزندانش به شدت مورد انتقاد دوستان زندانیش قرار گرفته است.
جالب آنجاست که او با ادعای شرایط نامساعد زندان دست به اعتصاب غذا زده در حالی که امکان تماس تلفنی برای وی مهیا بوده و حتی در یک دیدار به حدی کارکنان زندان به وی آسان گرفتهاند که دخترش با موبایل از او فیلم گرفته و توسط همسرش رضا خندان برای رسانههای بیگانه فرستاده شده است.
جایزه ساخاروف نیز که با پادویی شیرین عبادی به وی رسید نیز یکی از روشهای جدید دستگاههای جاسوسی استکبار برای رساندن دست مزد به پادوهایشان در کشورهای هدف میباشد.
کیلینتون، وزیر خارجه آمریکا نیز نتوانست خوشحالی خود را از این اقدام پنهان کند و با دست پاچگی ضمن انتشار بیانیهای پنجه چدنی آمریکا را از زیر دستکش مخملی حقوق بشر بیرون آورده و از وکیل مدافع ترویستهای آمریکایی حمایت کرد.
نسرین ستوده که مدعی دفاع از حقوق بشر و حقوق زندانیان است، تا کنون به صورت هدفمند از برخی گروهکهای تروریستی و عوامل آنها که به بمب گذاری و کشتن بسیاری از افراد بیگناه اعتراف داشتهاند، حمایت کرده است.
به عنوان مثال وی پس از اعدام تروریست جنایتکار عضو گروهک رژیم صهیونیستی «تندر» مدعی شده بود: «قوه قضائیه اراده کرده بود تا او را قربانی کند.»
این حمایت صریح و بیشرمانه ستوده از آن تروریست خطرناک در حالی صورت گرفت که از منزل او و همراهش 8 بمب آماده انفجار و 150 کیلوگرم مواد اولیه برای ساخت بمب کشف شد و نامبرده اعتراف کرده بود که طراحی برای انفجار در چند محل زیارتی و چندین حوزه رأیگیری مهم را در دستورکار خویش داشته است.
نسرین ستوده تا کنون پرونده وکالت بسیاری از چهرههای معاند، ضدانقلاب و تروریست را به سبک و شیوهای خاص در نحوه تقبل چنین پروندههایی برعهده داشته است .
جالب اینکه نگاهی به اسامی و سوابق افرادی که تاکنون ستوده پرونده وکالت آنها را برعهده داشته خود گویای بسیاری از حقایق درباره چرایی حساسیت و مانور کشورهای غربی بر عنصری مانند وی است.
افرادی مانند شیرین عبادی، حشمتالله طبرزدی، عیسی سحرخیز، محمد صدیق کبودوند، امید معماریان، پروین اردلان، نوشین احمدیخراسانی، خدیجه مقدم، علیاکبر خسروشاهی، مریم حسینخواه، جلوه جواهری، ناهید کشاورز، هومن فخار، راحله عسگریزاده، نسیم خسروی، ناهید جعفری، سمیه فرید و ... از جمله کسانی هستند که ستوده با هماهنگیها و طرح و برنامه ابلاغی مستقیم (از طرف برخی کشورهای اروپایی) وکالت آنها را بر عهده داشته که درباره نحوه پذیرش وکالت چنین چهرههایی اسناد و اطلاعات مستند و متقنی در دست است که در آینده به گوشههایی از آن اشاره خواهد شد.
نسرین ستوده در طول فعالیت خود بارها خارج از حیطه وظایف قانونی، اقدام به مصاحبه با رسانه های ضدانقلاب و فضاسازی تبلیغاتی و سیاه نمایی از اوضاع کشور کرده است.
وی اقدام به حمایت جدی از تروریستهای بمب گذار و آدمکش و محکوم کردن نظام به خاطر بازداشت آنها کرده که البته هیچ یک از این اقدامات، سنخیتی با حرفه وکالت وی نداشته و طبعا در قوانین هیچ کشوری نیز قابل پذیرش نیست. مجموعه فعالیتها و اقدامات ضدامنیتی ستوده منجر به بازداشت وی در13 شهریور 89 به اتهام اقدام علیه امنیت ملی شد.
ستوده درباره زهرا بهرامی، که به جرم عضویت در گروهک تروریستی «تندر» و نگهداری مواد مخدر و همکاری با باندهای بینالمللی مواد مخدر اعدام شد به فضاسازی علیه دستگاه قضایی با هدف انحراف جریان پرونده به مسیر مورد نظر خود پرداخت، این در حالی است که بهرامی چندین گذرنامه با اسامی مختلف از 3 کشور داشت.
پس از اعدام بهرامی و جوسازیهای گسترده، بالاخره هلند که به دلیل برخورداری بهرامی از تابعیت آن کشور از او حمایت شدید کرده بود، اعتراف کرد که بهرامی به جرم همراه داشتن 16 کیلوگرم مواد مخدر کوکائین در یکی از فرودگاههای هلند بازداشت شده و به زندان منتقل شده بود و در همان مقطع فرزند بهرامی به جرم مشابه در یکی از زندانهای هلند بوده است.
صراحت و جدیت نسرین ستوده در پیگیری مطالبات و طرحهای دولتمردان آمریکایی و اروپایی در اقدامات معاندانه علیه جمهوری اسلامی ایران تا آنجا پیش رفت که هیلاری کلینتون با انتشار بیانیهای، ضمن اعلام تبریک به ستوده برای دریافت جایزه ساخاروف، از عدم امکان حضور او در مراسم اهدای جوایز ابراز تاسف کرد و خواستار آزادی فوری وی شد.
همچنین اهمیت مهرهای مانند ستوده برای طرفهای اروپایی نیز به حدی است که پس از اعلام اهدای جایزه ساخاروف از طرف پارلمان اروپا به وی، اعضای هیأت پارلمانی اروپا نیز اعلام کردند در سفری از پیش برنامهریزی شده به تهران ضمن دیدار با ستوده، دعوتنامه رسمی پارلمان اروپا برای دریافت جایزه ساخاروف را به دست او برسانند که در نهایت جمهوری اسلامی ایران هیأت اروپایی را به دلیل تعیین پیششرط (دیدار با ستوده) به کشور راه نداد



